آه. آثار کلاسیک !
.....................................................................................................
پ ن 1 : تلاش کردم تا این ترانه را برای دانلود بگذارم اما متاسفانه ممنوعیت های شدید شبکه ارتباطی مجازی درایران مانع این کار شد.
پ ن 2 : در سال 1986 فیلمی به نام «سفر فضایی 4 : سفر به سوی خانه » پخش شد. کاپیتان کرک و آقای اسپاک {دو شخصیت فیلم} از قرن بیست و سوم در سیر زمان به گذشته سفر کرده و به اواخر قرن بیستم آمده اند. سوار بر اتوبوسی در سن فرانسیسکو مسافرانی را می بینند که آثار { بُجنل } دانیل استیل و هارلد رابینز ( دو نویسنده عامه پسند ) می خوانند، و اسپارک رو به کرک می کند و آهسته می گوید «آه. آثار کلاسیک»
اگر خورشید هلیوم بسوزاند ؟!
تعطیلات تابستانی و تابستان بدون تعطیلی ! حتی دریغ از یک سفر نیم روزه ! چند روزی می شد که برنامه هایم به هم ریخته بود، اما از دیروز به آرامشی نسبی رسیده ام ! و بعد از سال ها، فرصت کرده ام در کنار مشغله های زیادی که دارم به دنبال مطالعه درباره ی یکی از علاقمندی هایم باشم ! آسمان شب و ستاره هایش ! تولد و مرگشان و هیدروژنی که مصرف می کنند ! هر چه جستجویم را بیشتر می کنم، شگفت زده تر می شوم !
از دیشب خواندن کتاب جدیدی را شروع کرده ام، « درسنامه ی نظریه ادبی » نوشته « مری گلیگز ».کتابی که سخن کلی اش درباره ی چیستی نظریه ی ادبی است. در مورد نظریه ی ادبی انسان گرا می گوید، از افلاطون تا متیو آرنولد. از ساختارگرایی حرف می زند. بحث هایی در مورد روانکاوی فروید، فمینسم و مطالعات پسااستعماری نیز در این کتاب مطرح می شود. اما همچنان به این می پندارم که اگر خورشید هلیوم بسوزاند، چه می شود ؟!
