سه شنبه 21 آبان 1387

سر پیچم از این فرمان !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

از دیوان اشعار فروغی :

 

ای پیک سحرگاهی پیغامی از و سرکن 

ور تنگ شکر خواهی این نکته مکرر کن


گفتی که بکش دامان از خاک در جانان  

سر پیچم از این فرمان، فرمایش دیگر کن

 


دوشنبه 20 آبان 1387

سلام محبوب من !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :عاشقانه ها ،

« او محبوب است »

سلام محبوب من ! حالتان خوب است ؟ روزگار به کامتان باد ! و لبانتان پر از خنده و دلتان مملو از شادی ! من نیز بد نیستم ، زیر سایه ی خیال شما زندگی می کنیم ! وقتی می بینمتان زبانم میگیرد و تمام اعتماد به نفسِ لبریز شده ام محو می شود ! وقتی می بینمتان ، غرق تماشای چشمان حوری وشتان می شوم ! محبوب من ! این سلام و بیان ارادتی است دست به سینه در مقابل شما که وقت دیدار نمی توانم به کلام آورمش ! از من بپزیرید !

تا نوشته ای دیگر ...


یکشنبه 12 آبان 1387

همون طور که پیش پیش عرض کردم !!

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

سلام ! تاختی رفتم و تاختی برگشتم ! شما مقابل سایت محترم نویسا هستید ! کاربران جان ! امروز میخواهم در مورد یک مرد شایسته گفتار استاد صالح علا صحبت کنم ، البته به من میگن : تو با این ریش میخوای بری تجریش !! گفتنی ها بسیارند اما یک شعر از ایشان پاسخ تمام آنچه که خواهم گفت را خواهد داد. تا حماسه ای دیگر (بدرود) خداحافظ !

 
 
من هنوز در به در طره ی  اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم.
آقای کوچیک نواز بنده پرور
من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم.
منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی
کشته باشی خوش به حالم
من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم
من هنوز در به در طره ی اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم
 
{ استاد محمد صالح علا)
 


تعداد کل صفحات: 39 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...