یکشنبه 12 آبان 1387
همون طور که پیش پیش عرض کردم !!
سلام ! تاختی رفتم و تاختی برگشتم ! شما مقابل سایت محترم نویسا هستید ! کاربران جان ! امروز میخواهم در مورد یک مرد شایسته گفتار استاد صالح علا صحبت کنم ، البته به من میگن : تو با این ریش میخوای بری تجریش !! گفتنی ها بسیارند اما یک شعر از ایشان پاسخ تمام آنچه که خواهم گفت را خواهد داد. تا حماسه ای دیگر (بدرود) خداحافظ !
من هنوز در به در طره ی اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم.
آقای کوچیک نواز بنده پرور
من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم.
منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی
کشته باشی خوش به حالم
من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم
من هنوز در به در طره ی اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم.
آقای کوچیک نواز بنده پرور
من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم.
منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی
کشته باشی خوش به حالم
من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم
من هنوز در به در طره ی اون زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم
{ استاد محمد صالح علا)