پنجشنبه 18 مهر 1387

ساعت صفر عاشقی است !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :عاشقانه ها ،

ساعت صفر عاشقی است که من این نوشته را بر روی کاغذ می آورم ! صدای آسمانی خواننده ای فضای اتاق را تسخیر کرده و اطرافم را نیز کتاب هایی از فلسفه و ادبیات و ... شلوغ کرده است ! همه ی اینها در بی اهمیت ترین راهروی ذهنم جای دارند و در مجلل ترین و بی نظیرترین تالار و جایگاه ذهنم جز تو به کسی و چیزی فکر نمی کنم محبوب من !

خبر داری که دلیل همه ی نوشته های من هستی ؟! از اولین کسانی که به داستان های من گوش می دادی و تحسینم می کردی ؟! سرو گل پوش تن ، بانوی آسایش از اینکه در این نوشته هم حضور داری خوشحالم ! حرف دیگری برای گفتن داشتم اما نوشته چنین بر آمد !

در ره عشق که ز سیلاب فنا نیست گذار

کرده ام خاطر خود را به تمنای تو خوش !