دوشنبه 31 تیر 1387

آنتیک فروشی !!

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

ـ این‌ مجسّمه‌ی‌ عاج‌ خیلی‌ قشنگه‌  ! نه‌؟

ـ آره‌  ! قشنگه‌  !
وقتی‌ ندونی‌ عاجش‌
مال‌ِ بزرگ‌ترین‌ فیل‌ِ کنگو بوده‌  ،
وقتی‌ ندونی‌ شیکارچیا
گولّه‌ی‌ اوّل‌ُ تو چشم‌ِ فیلی‌ که‌ صاحبش‌ بوده‌ خالی‌ کردن‌  ،
وقتی‌ ندونی‌ بچّه‌ی‌ اون‌ فیل‌
خرطوم‌ِ کوچیکش‌ُ رو صورت‌ِ خونی‌ِ پدرش‌ کشیده‌ وُ
یه‌ قطره‌ اشک‌ از چشای‌ خاکستریش‌ سُر خورده‌ پایین‌  ،
وقتی‌ ندونی‌ که‌ جُفتش‌
اون‌قدر پای‌ نعشش‌  ضجّه‌ زده‌
که‌ خودشم‌ مُرده‌...
اون‌ وقته‌ که‌ این‌ مجسّمه‌ عاج‌
خیلی‌ قشنگ‌ به‌ نظر میاد !
خیلی‌ قشنگ‌...

.....................................

{ یغما گلرویی }


شنبه 29 تیر 1387

{ نگارینه ام ! برای تو }

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

نگارا ! آتشی بر جان زدی مختار مختاری !

که خاکستر شدن در تو طلای ناب میباشد

.......................................................

( جواد مزنگی )


شنبه 29 تیر 1387

تقدیم به محمد اوراز !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

گرچه منتظر ۱۶ شهریور سالروز جاودانه شدن محمد اوراز بودم اما از دست دادن خسرو شکیبایی بهانه ای شد برای نوشتن ! بهانه ای شد برای گفتن از بی وفایی انسان ها ... چقدر برای شکیبایی اشک ریختیم اما افسوس همان اشک ها را برای محمد اوراز نیز ریختیم برای پوک گلدره عزیز و صد ها هنرمند و ورزشکار و انسان مشهور ، اما چقدر راحت فراموش کردیم ! همانطور که خسرو شکیبایی را فراموش خواهیم کرد ... این پست تقدیم به مرحوم اوراز مرد اسطوره ای کوهنوردی ایران ، کسی که در زندگی من تاثیر گذار بود !

اینک وقت بیداری است ، وقت دل سپردن و دوست داشتن کسانی که هنوز از دستشان نداده ایم ، بیایید کمی عاقل باشیم !! بیایید کمی آدم باشیم !! قدر همه ی کسانی که دوستشان داریم را بدانیم ...


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7