سه شنبه 26 آذر 1387

{ جوشِ شیرین ! }

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

 

« او محبوب است »

عشق نقش خویش خونین می زند

ضربه ای بسیار سنگین می زند

بختِ بد در سفره ی فرهاد بین

نانوا هم جوشِ شیرین می زند !

{ جواد مزنگی }


یکشنبه 24 آذر 1387

به همه ی دنیا می ارزی !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :عاشقانه ها ،

 

« او محبوب است»

سلام محبوب من ! خبر دارین که دوریتان مرا از پای در آورد؟! اما شک نکنید که ویران شدن از برای شما به بهشتِ برین می ارزد ! گرچه هر لحظه در خاطرِ من (در کوچه ی عاشقی) قرارمان را داریم اما نبودنتان آسمان دلم را تاریک کردست اما شک نکنید همین تاریکی ِ آسمان دلم از برای شما به همه ی دنیا می ارزد ! بیدل گفته است : دل ، نمی ماند به دستم ، طاقت دیدار کو ؟.... از شوق همین دیدار بیمارم اما محبوب من شک نکنید که همین بیماری از برای شما به تمام شادی و سلامت می ارزد !


سه شنبه 19 آذر 1387

کجاست مادر ، کجاست گهواره ی من ؟

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

 

{ گهواره }

دلم تنگه برای گریه كردن
كجاست مادر، كجاست گهواره ی من ؟!


نگو بزرگ شدم نگو كه تلخه
نگو گریه دیگه به من نمیاد
بیا منو ببر نوازشم كن
دلم آغوش بی دغدغه می خواد !

تو این بستر پاییزی مسموم
كه هر چی نفس سبزه بریده
نمی دونه كسی چه سخته موندن
مثل برگ روی شاخه ی تكیده

دلم تنگه برای گریه كردن
كجاست مادر ، كجاست گهواره ی من  !


ببین شكوفه ی دل بستگی هام
چقدر آسون تو ذهن باد می میره
كجاست اون دست نورانی و معجز
بگو بیاد و دستمو بگیره !


كجاست مریم ناجی ؟! مریم پاك !
چرا به یاد این شكسته تن نیست ؟!

تو رگبار هراس و بی پناهی
چرا دامن سبزش چتر من نیست ؟!


دلم تنگه برای گریه كردن
كجاست مادر ، كجاست گهواره ی من
؟

{ ترانه سرا : زویا زاکاریان }


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3