پنجشنبه 29 بهمن 1388

هژیر ، فیلی که از موش نمی ترسد!

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

« به نام تو »

شنیده بودم که فیل از موش می ترسد، اما امروز که در موردش خواندم یقین پیدا کردم! دلیل ترس فیل از موش به وسعت دید فیل ها بر می گردد و چون فیل نمی تواند به خوبی موجودات و اشیاء کوچکی را که در اطراف پای خود قرار دارد را ببیند به همین سبب وجود حیوان کوچکی مثل موش و خرگوش برای این حیوان عظیم الجثه هراس آور است!

اما حالا چرا فیل ؟! هژیر دوست خوبم (؟)  بهانه ای شد برای به روز کردن این هفته ی من! به همین دلیل در عین حال که احساس می کردم فیل ها را خوب می شناسم باز هم به سراغ فیل ها رفتم! جالب است بدانیم که فیل در طبقه بندی علمی جانورشناسان در این جایگاه قرار دارد : فرمانرو:جانوران، شاخه: طنابداران، زیر شاخه: مهره داران، رده: پستانداران، راسته: خرطوم داران! این تقسیم بندی مرا به خنده در آورد! گرچه هژیر خودش فیل است اما بد نیست یکبار دیگر اینها را بخواند!

این پست برای هژیر (فیل دوست داشتنی) بود !


چهارشنبه 21 بهمن 1388

اگر نان ندارند بروند کیک بخورند !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

« به نام تو »

« او به خودش اجازه می داد که در هر امری که مغز ضعیف اش قادر به درک آن نبود، عمل کند و بنویسد » این حرفی بود که ژول میشله، مورخ مشهور فرانسوی، خطاب به المپ دوگوژ، زن مبارز جنبش فمینیست، زد ! دوگوژ بانویی بود که برای احیاء حقوق زنان تلاش بسیاری کرد { البته می توانیم بگوییم برای برتر کردن زن ها نسبت به مردان و انتقام گیری از مردان!} او در گروه «حلقه ی اجتماعی» که در خانه ی سوفی کندروسه گرد می آمدند، گفت : « زن حق دارد که به بالای چوبه دار رود، پس او باید به همان اندازه حق رفتن به بالای سکوی سخنرانی را هم داشته باشد. » حالا اینها نه شرح حال زندگی زن فمینیسم است و نه دوره کردن جریانات این جنبش! این چند روز تعطیلات میان ترم بهانه ای شد تا دقیق تر بر روی مقاله ای که چندی پیش با دوستی تصمیم به ارائه آن کردیم، کار کنم! زن از دیدگاه فلسفه! البته به سبب گستردگی موضوع تا کنون روی نظرات روسو، نیچه و کانت کار کرده ام. به خصوص فلسفه ی نیچه و دید متفاوت و جالب آن در مورد زن! در این مسیر مطالعاتی، نگاهی هم به روند تاریخی جنبش فمینیسم داشتم. دروازه ای جدید از اطلاعات در این باب، بر روی من باز شد!

................................................

پ ن 1 : مطمئنا تعطیلات میان ترم دانشگاه فرصت خوبیست برای خوشگذرانی! با وجود اینکه تلاش کردم به این مهم دست پیدا نکنم باز هم نشد!

پ ن 2 : جمله ای که در تیتر این نوشته آمده است از ملکه ماری آنتوانت است، که خطاب به شش هزار زنی گفته شده که برای تقاضای نان از ملکه روبروی کاخ ورسای تجمع کرده بودند!


پنجشنبه 15 بهمن 1388

ما کجاییم ؟!

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

« به نام تو »

عنوان خبر این بود : «مردی برای جلوگیری از ربوده شدن پسرش، او را زنجیر كرد!» ، اما متن خبر دردناک تر از آن و تصویری از کودک با نگاه دلخراشش! ماجرا از این قرار بود که دختر چهار ساله ی این پدر را چند ماه پیش ربوده بودند و او برای جلوگیری از ربوده شدن پسرش او را به زنجیر کشیده است. شغل تو رانندگی است و فرزند کوچکش را با زنجیر به نرده‌ای در كنار یكی از خیابان‌های محل توقف موتور خود می‌بندد و تا زمانی كه از كار برمی‌گردد این كودك باید در همین وضعیت بماند.


ما کجاییم ؟! سوالی کوتاه اما به وسعت عالم و بشریت! آیا سهم این کودک از زندگی زنجیر است؟! چه تفاوتی بین این کودک و کودکی که با ماشین آخرین مدل ، همراه پدرش پس از صرف یه بستنی جانانه وارد باشگاه تنیس میشن ، هست ؟!  نگاه پر پرسش این کودک مرا وادار به نوشتن کرد. آیا می توان کاری کرد؟! فردی بود که می گفت: « مارکس برای این افراد کاری نتوانست بکند، آنوقت ما چکار می توانیم بکنیم؟!» اما من همچنان امیدوارم...


تعداد کل صفحات: 2 1 2