سه شنبه 24 شهریور 1388

فریاد از جنس کلوب / از حضرت مولانا !

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،

« به نام تو »

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست !


شنبه 21 شهریور 1388

چه میکنه این گوگل ترنسلیت !!

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :وب نوشت ،

« به نام تو »

علم و فناوری در عصر ما چنان پیشرفتی کرده است که دیگر از اختراعات و ابداعات جدید چندان متعجب نمی شویم. این امر در هر شاخه از زندگی بشر صادق است. در این میان من به امکانی اشاره می کنم که مدتی است توسط یک شرکت مشهور ارائه شده است. گوگل ترنسلیت یا بهتر از بگویم گوگل ترجمه ( یا مترجم گوگل ) امکانی را به صورت آزمایشی (بتا) برای ایرانیان فراهم آورده است که در آن می شود متن یا وب سایتی که به زبان های دیگر مانند انگلیسی، فرانسه ، روسی و آلمانی و ... هست، را به فارسی مشاهده کرد، همچنین وب سایت های فارسی را نیز می توان به زبان های دیگر دید و خواند. تعداد این زبان ها بیش از 50 تا می باشد. گرچه در ترجمه ی متنی، به خصوص تبدیل شده به زبان فارسی مشکلات زیادی مشاهده می شود اما باز هم برای افرادی که آشنایی چندانی به زبان های دیگر ندارند می تواند کمک بسیار مناسبی باشد. این ابداع هر چند هم ناچیز به شمار آید اما می تواند تحولی در وب فارسی داشته باشد.

نمونه ی سایت نویسا به زبان انگلیسی

نمونه ی سایت نویسا به زیان روسی

تا بعد...


پنجشنبه 19 شهریور 1388

یه دختر تو تراس رو به رویی...

   نوشته شده توسط: وحید    نوع مطلب :شاعرانه ،پارازیت ،

« به نام تو »

بالا نوشت : شعری از یغما گلرویی برای همه ی دست های در بند ، فریاد های خاموش ... شعری از یغما برای من ، برای تو ...

 

یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه
یه شال سبزِ ساده که غروبا پر از خاکسترِ آتشفشونه

پر از خاکستر آرزوهایی که هر روز توی قلبش گُر می گیرن
پر از خاکستر خوابای خوبی که هر شب تو نگاهِ اون می میرن

همین چند وقت پیش رؤیاشو توی خیابون بی بهانه سر بریدن
همیشه راه پروازشو بستن، همیشه رو خیالش خط کشیدن

به دیوارِ اتاقش چندتا عکسه: هدایت، کافکا، فرخ زاد و مایکل
یه عکسِ خاتمی، چندتا مدونا، یه عکسِ تام کروز، یه عکسِ فیدل

همه ش دنبال قهرمان می گرده، میون شاعرا، آوازه خونا
براش مرده و زنده فرق نداره، سیاست بازا، پیرا و جوونا

نمی دونه که تنها توی آینه باید دنبال قهرمان بگرده
هنوز باور نداره که با دستاش جهانی می شه ساخت بی ظلم و برده

یه دختر تو تراس رو به رویی، شبا کنسرتِ فریادش به راهه
صداش می گیره از بس غصه داره، نمی شه دیدش از بس شب سیاهه

ولی زنگ صداش می پیچه هر شب، تو شهری که چراغاش رنگ خونن
دیگه چند وقته که حتا چراغ چهارراها می ترسن سبز بمونن !!

می خواد یادِ تموم شهر بمونه بهاری که یکی برگاشو دزدید
درختی که قرنطینه شد آخر، تو فصلی که زمین برعکس می چرخید

صداش لبریز حرفای نگفته س، سرش لبریز صد آتشفشونه
یه دختر تو تراس رو به رویی ، یه شالِ سبزو هر روز می تکونه !

 


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3