فلسفه ی چشمان تو !
{ او محبوب است }
سلام محبوب من ! می گویند فلسفه حوزه ای از دانش بشریست ! تامل و تحقیق عقلانی درباره ی شناخت انسان و هستی و جامعه و ... ! بزرگانی چون ارسطو ، افلاطون ، کانت ، دکارت ، هگل تمام عمر خود را صرف شناخت همین فلسفه سپری کردند ! اما محبوب من ! می خواهم امروز همه ی فلاسفه بزرگ جهان را زیر سوال ببرم ! می خوام از فلسفه ی چشمان تو سخن بگویم ! از جادویی که هیچ فیلسوفی قادر به شناخت و تفکر در آن نیست ! شاید اگر اینجا بودند و به چشمان آسمانی تو ، نگاه های اهورایی و به وجود فرا زمینی تو کمی دقیق تر می شدند به صراحت اعتراف می کردند که تمام عمر در پی یافت چیزی بی ارزش بودند ! محبوب من ، شناخت و تامل در فلسفه ی چشمان تو کار هر کسی نیست !
پی نوشت : محبوب ارجمند من ! مرا ببخش که شمای بزرگوار را تو خطاب می کنم !
سلام محبوب من !
« او محبوب است »
سلام محبوب من ! حالتان خوب است ؟ روزگار به کامتان باد ! و لبانتان پر از خنده و دلتان مملو از شادی ! من نیز بد نیستم ، زیر سایه ی خیال شما زندگی می کنیم ! وقتی می بینمتان زبانم میگیرد و تمام اعتماد به نفسِ لبریز شده ام محو می شود ! وقتی می بینمتان ، غرق تماشای چشمان حوری وشتان می شوم ! محبوب من ! این سلام و بیان ارادتی است دست به سینه در مقابل شما که وقت دیدار نمی توانم به کلام آورمش ! از من بپزیرید !
تا نوشته ای دیگر ...
{ برای تو محبوبم !}
تو ، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه ، محو تماشای نگاهت !
{ مشیری }
